
ویدئو دیگر فقط یکی از قالبهای تولید محتوا نیست؛ برای بسیاری از کسبوکارها به یکی از مهمترین ابزارهای معرفی، ارتباط با مخاطب و ساخت هویت برند تبدیل شده است. مخاطب امروز پیش از آنکه بخواهد درباره یک محصول، شرکت یا خدمت مطالعه طولانی داشته باشد، ممکن است ترجیح دهد آن را در قالب یک ویدئوی کوتاه، روشن و جذاب ببیند. همین تغییر در رفتار مخاطبان باعث شده تولید محتوای ویدئویی از یک فعالیت جانبی در بازاریابی به بخشی جدی از استراتژی ارتباطی برندها تبدیل شود.
با این حال، هر ویدئویی را نمیتوان محتوای ویدئویی مؤثر دانست. تصویری که صرفاً زیبا باشد، الزاماً به معرفی بهتر برند کمک نمیکند و ویدئویی که صرفاً برای پر کردن صفحه اینستاگرام یا سایر شبکههای اجتماعی تولید شده باشد، لزوماً نتیجهای برای کسبوکار ایجاد نخواهد کرد.
محتوای ویدئویی زمانی ارزشمند است که میان هدف کسبوکار، ویژگیهای مخاطب، ایده، روایت، تصویر، صدا و بستر انتشار ارتباطی منطقی ایجاد کند. بنابراین، تولید یک ویدئوی حرفهای از دوربین و تجهیزات شروع نمیشود؛ از شناخت مسئله و پیدا کردن ایده مناسب آغاز میشود.
در این مقاله، مسیر تولید محتوای ویدئویی برای کسبوکارها را از مرحله ایدهپردازی تا تولید، تدوین و انتشار بررسی میکنیم و توضیح میدهیم چگونه میتوان ویدئوهایی ساخت که علاوه بر جذابیت بصری، برای برند نیز کارکرد واقعی داشته باشند.
تولید محتوای ویدئویی چیست؟
تولید محتوای ویدئویی به فرایند طراحی، تولید و انتشار محتوای تصویری با هدف انتقال یک پیام مشخص به مخاطب گفته میشود. این محتوا میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد؛ از یک ویدئوی کوتاه برای شبکههای اجتماعی گرفته تا ویدئوی معرفی محصول، ویدئوی آموزشی، محتوای پشت صحنه، مصاحبه، ویدئوی معرفی خدمات، گزارش تصویری یا مجموعهای از ویدئوهای مرتبط با یک کمپین تبلیغاتی.
بنابراین، تولید محتوای ویدئویی را نباید با «فیلمبرداری» یکی دانست. فیلمبرداری تنها یکی از مراحل این فرایند است. پیش از آن باید مشخص شود قرار است چه چیزی گفته شود، برای چه کسی گفته شود، چرا مخاطب باید آن را ببیند و در نهایت چه واکنشی از او انتظار داریم.
برای مثال، یک شرکت صنعتی ممکن است به ویدئوهایی نیاز داشته باشد که فرایند تولید و توانمندیهای مجموعه را نشان دهد. یک فروشگاه اینترنتی ممکن است به محتوایی برای معرفی ویژگیهای محصولات خود نیاز داشته باشد و یک برند خدماتی ممکن است از ویدئوهای آموزشی یا پاسخ به پرسشهای رایج مشتریان استفاده کند.
هر سه کسبوکار به ویدئو نیاز دارند، اما نوع محتوای مناسب برای آنها یکسان نیست.
این همان جایی است که استراتژی محتوا اهمیت پیدا میکند.
پیشنهاد نویسنده برای مطالعه مقاله: فیلم صنعتی چیست و چگونه میتواند به افزایش فروش و اعتبار برند شما کمک کند؟
چرا تولید محتوای ویدئویی برای کسبوکارها اهمیت دارد؟
یکی از دلایل اصلی رشد استفاده از ویدئو، توانایی آن در انتقال همزمان اطلاعات، احساس و تصویر ذهنی است. یک متن میتواند ویژگیهای یک محصول را توضیح دهد، اما ویدئو میتواند نحوه استفاده از محصول، فضای واقعی کسبوکار، رفتار کارکنان و حتی لحن برند را نیز به مخاطب نشان دهد.
این ویژگی برای کسبوکارهایی که فروش آنها تا حد زیادی به اعتماد مخاطب وابسته است، اهمیت بیشتری دارد.
ویدئو به برند شخصیت میدهد
مخاطب معمولاً با یک نام تجاری صرفاً از طریق اطلاعات فنی ارتباط برقرار نمیکند. نحوه صحبت کردن، تصاویر، موسیقی، انتخاب لوکیشن، نوع روایت و حتی شیوه نمایش افراد در ویدئو، بخشی از شخصیت برند را شکل میدهد.
به همین دلیل، تولید محتوای ویدئویی میتواند به برند کمک کند تصویری منسجمتر و انسانیتر از خود ارائه دهد.
انتقال اطلاعات پیچیده سادهتر میشود
برخی محصولات و خدمات را نمیتوان در چند جمله بهسادگی توضیح داد. گاهی مخاطب باید فرایند انجام یک کار، ویژگی یک محصول یا نتیجه استفاده از یک خدمت را ببیند.
ویدئو در چنین شرایطی میتواند اطلاعات پیچیده را به مجموعهای از تصاویر و توضیحات قابل فهم تبدیل کند.
امکان استفاده در چندین بستر وجود دارد
یکی از مزیتهای مهم تولید حرفهای محتوا این است که یک پروژه الزاماً به یک خروجی محدود نمیشود.
برای مثال، از یک پروژه فیلمبرداری میتوان نسخههای مختلفی برای:
وبسایت، اینستاگرام، لینکدین، صفحات محصول، تبلیغات دیجیتال، استوری، ریلز، نمایشگاهها و رویدادها تهیه کرد.
البته این کار زمانی نتیجه مطلوبی دارد که از ابتدا تولید محتوا با در نظر گرفتن نیازهای مختلف انجام شده باشد.
پیشنهاد نویسنده برای مطالعه مقاله: تولید محتوای اینستاگرام برای کسبوکارها؛ از ایدهپردازی تا تولید و انتشار محتوای حرفهای
پیش از تولید ویدئو چه چیزهایی باید مشخص شود؟
یکی از اشتباهات رایج این است که کسبوکار ابتدا تصمیم میگیرد «یک ویدئو بسازیم» و بعد تازه به این فکر میکند که این ویدئو قرار است چه چیزی بگوید.
این روند معمولاً به تولید محتوایی منجر میشود که از نظر فنی قابل قبول است اما هدف مشخصی ندارد.
پیش از شروع تولید، حداقل باید به چند سؤال اساسی پاسخ داده شود:
هدف این ویدئو چیست؟
آیا قرار است محصولی معرفی شود؟
آیا هدف افزایش آگاهی از برند است؟
آیا میخواهیم مخاطب را به خرید ترغیب کنیم؟
آیا قرار است یک خدمت را توضیح دهیم؟
یا هدف ایجاد ارتباط و اعتماد با مخاطب است؟
پاسخ به این سؤال، بسیاری از تصمیمهای بعدی را تعیین میکند.
شناخت مخاطب؛ نقطه شروع یک محتوای موفق
محتوای خوب الزاماً محتوایی نیست که همه افراد آن را دوست داشته باشند. محتوای خوب، محتوایی است که برای مخاطب هدف خود معنا داشته باشد.
اگر قرار است برای یک برند محتوای ویدئویی تولید شود، باید مشخص شود مخاطب آن چه ویژگیهایی دارد، چه مسئلهای دارد، چه چیزی برایش اهمیت دارد و چه نوع محتوایی میتواند توجه او را جلب کند.
برای مثال، لحن ویدئویی که برای مدیران یک شرکت صنعتی تولید میشود با محتوایی که برای یک مخاطب جوان در شبکههای اجتماعی طراحی شده، نمیتواند یکسان باشد.
سن، نیاز، دانش قبلی، دغدغه، زبان و حتی بستری که مخاطب از طریق آن ویدئو را میبیند، میتواند بر ساختار محتوا تأثیر بگذارد.
بنابراین قبل از انتخاب دوربین و لوکیشن، باید مخاطب را شناخت.
ایدهپردازی در تولید محتوای ویدئویی
ایده، نقطهای است که یک ویدئوی معمولی را از یک محتوای قابل توجه جدا میکند.
البته «ایده خلاقانه» الزاماً به معنای یک مفهوم عجیب و پیچیده نیست. گاهی بهترین ایده، سادهترین راه برای بیان یک مسئله مهم است.
برای پیدا کردن ایده میتوان از چند مسیر شروع کرد:
از مسئله مخاطب شروع کنید
به جای اینکه بپرسیم:
«چه ویدئویی بسازیم؟»
بهتر است بپرسیم:
«مخاطب ما چه مسئلهای دارد که میتوانیم با یک ویدئو به آن پاسخ بدهیم؟»
این تغییر سؤال میتواند کیفیت ایدهها را به شکل قابل توجهی تغییر دهد.
از ویژگی متفاوت برند استفاده کنید
هر کسبوکاری چیزی دارد که میتواند آن را از دیگران متمایز کند؛ کیفیت محصول، روش تولید، تجربه کارکنان، فناوری مورد استفاده، داستان شکلگیری مجموعه یا حتی شیوهای خاص برای ارائه خدمات.
این ویژگیها میتوانند به هسته اصلی یک محتوای ویدئویی تبدیل شوند.
از واقعیتهای موجود استفاده کنید
گاهی لازم نیست برای ساخت یک محتوای جذاب، همه چیز را از صفر طراحی کنیم.
یک کارخانه، دفتر کار، فروشگاه، کارگاه، تیم انسانی یا فرایند واقعی میتواند به اندازه کافی سوژه داشته باشد؛ به شرط آنکه نگاه درستی برای روایت آن انتخاب شود.
سناریو در تولید محتوای ویدئویی چه نقشی دارد؟
سناریو فقط مخصوص فیلمهای داستانی یا تیزرهای تبلیغاتی نیست.
حتی یک ویدئوی کوتاه برای شبکههای اجتماعی نیز به ساختار نیاز دارد.
سناریو مشخص میکند:
ویدئو چگونه شروع شود؟ مخاطب در چند ثانیه اول با چه چیزی مواجه شود؟ اطلاعات با چه ترتیبی ارائه شوند؟ نقطه اصلی پیام کجا باشد؟ ویدئو چگونه به پایان برسد؟
اگر این ساختار وجود نداشته باشد، احتمال اینکه ویدئو از موضوع اصلی فاصله بگیرد یا در میانه راه جذابیت خود را از دست بدهد، بیشتر میشود.
شروع ویدئو اهمیت زیادی دارد
در فضای دیجیتال، مخاطب انتخابهای زیادی دارد. بنابراین آغاز ویدئو باید بتواند در زمان کوتاهی دلیل ادامه دادن را به او بدهد.
این الزاماً به معنای استفاده از یک جمله عجیب یا تکنیک تبلیغاتی اغراقآمیز نیست.
گاهی یک سؤال، یک تصویر متفاوت، نمایش یک مسئله یا ورود مستقیم به اصل موضوع میتواند شروع مناسبی باشد.
تولید محتوای ویدئویی برای شبکههای اجتماعی
شبکههای اجتماعی قواعد خاص خود را دارند و نمیتوان یک ویدئوی عمومی را بدون تغییر در همه پلتفرمها منتشر کرد.
نوع کادر، طول ویدئو، ریتم تدوین، اندازه نوشتهها، جایگاه عناصر تصویری و حتی نحوه شروع محتوا باید با بستر انتشار هماهنگ باشد.
برای مثال، محتوایی که برای وبسایت ساخته میشود ممکن است ساختاری افقی و توضیحی داشته باشد، در حالی که برای یک ریلز اینستاگرام معمولاً باید نسخهای متناسب با نمایش عمودی و مصرف سریع محتوا آماده شود.
به همین دلیل بهتر است بستر انتشار پیش از تولید مشخص شود.
فیلمبرداری حرفهای؛ بیشتر از داشتن تجهیزات گرانقیمت
تجهیزات حرفهای میتوانند کیفیت تولید را افزایش دهند، اما بهتنهایی یک محتوای حرفهای ایجاد نمیکنند.
یک فیلمبرداری خوب به عواملی مانند:
نورپردازی، ترکیببندی، انتخاب لنز، حرکت دوربین، کیفیت صدا، طراحی صحنه، انتخاب لوکیشن، بازی یا اجرای مناسب افراد و هماهنگی میان عوامل تولید وابسته است.
حتی بهترین دوربین نیز نمیتواند یک ایده ضعیف یا اجرای نامناسب را نجات دهد.
بنابراین در انتخاب تیم تولید، نباید فقط به تجهیزات توجه کرد. نمونهکار و توانایی تیم در تبدیل یک هدف ارتباطی به تصویر، اهمیت بیشتری دارد.
اهمیت صدا در تولید محتوای ویدئویی
یکی از اشتباهات رایج در تولید محتوای ویدئویی، تمرکز بیش از حد بر تصویر و کمتوجهی به صداست.
مخاطب ممکن است تصویر متوسطی را تحمل کند، اما صدای نامناسب، نویز، انعکاس شدید یا گفتوگوی نامفهوم میتواند باعث شود خیلی سریع ویدئو را ترک کند.
بهخصوص در ویدئوهای آموزشی، مصاحبه، معرفی خدمات و محتوایی که بخش مهمی از پیام از طریق گفتار منتقل میشود، کیفیت صدا باید از مراحل ابتدایی تولید مورد توجه قرار گیرد.
تدوین؛ جایی که تصاویر به یک روایت تبدیل میشوند
فیلمبرداری پایان کار نیست. بخش قابل توجهی از کیفیت نهایی یک ویدئو در مرحله تدوین شکل میگیرد.
تدوینگر باید از میان تصاویر ضبطشده، مناسبترین نماها را انتخاب کند و آنها را به شکلی کنار هم قرار دهد که پیام ویدئو واضح و منسجم باقی بماند.
ریتم، ترتیب نماها، موسیقی، صداگذاری، نوشتهها، ترنزیشنها، اصلاح رنگ و هماهنگی میان تصویر و صدا، بخشی از این فرایند هستند.
یک تدوین خوب الزاماً تدوینی نیست که در آن افکتهای زیادی استفاده شده باشد.
گاهی حذف یک نما یا کوتاهتر کردن یک بخش بیش از اضافه کردن دهها افکت به بهتر شدن ویدئو کمک میکند.
آیا هر محتوای ویدئویی باید تبلیغاتی باشد؟
خیر.
این یکی از تفاوتهای مهم میان «محتوای ویدئویی» و «تبلیغات ویدئویی» است.
هدف همه ویدئوها فروش مستقیم نیست.
یک برند میتواند ویدئوهایی تولید کند که:
آموزش میدهند، پاسخ یک سؤال را ارائه میکنند، فرهنگ سازمانی را نشان میدهند، پشت صحنه فعالیت مجموعه را نمایش میدهند، تجربه مشتری را روایت میکنند، یک موضوع تخصصی را توضیح میدهند، یا صرفاً تصویری واقعیتر از برند ایجاد میکنند.
این محتواها در مجموع میتوانند به ساخت اعتماد و افزایش آگاهی از برند کمک کنند.
در مقابل، تیزر تبلیغاتی معمولاً هدف تبلیغاتی مشخصتر و مستقیمتری دارد و برای انتقال پیام یک محصول، خدمت یا کمپین طراحی میشود.
بنابراین نباید هر ویدئویی را تیزر تبلیغاتی نامید.
پیشنهاد نویسنده برای مطالعه مقاله: چگونه تیزرهای تبلیغاتی حرفهای میتوانند برند شما را متحول کنند؟
تفاوت تولید محتوای ویدئویی با فیلم صنعتی
فیلم صنعتی معمولاً با هدف معرفی یک مجموعه، کارخانه، خط تولید، توانمندیها، محصولات یا فرایندهای صنعتی ساخته میشود و ساختار آن با نیازهای ارتباطی یک سازمان یا کسبوکار صنعتی هماهنگ است.
اما تولید محتوای ویدئویی مفهوم گستردهتری دارد و میتواند شامل طیف وسیعی از محتوا برای بسترهای مختلف باشد.
برای مثال، یک شرکت صنعتی میتواند یک فیلم صنعتی برای معرفی رسمی مجموعه خود داشته باشد و در کنار آن، دهها محتوای کوتاه برای شبکههای اجتماعی تولید کند.
بنابراین این دو حوزه رقیب یکدیگر نیستند؛ بلکه میتوانند در یک استراتژی محتوایی در کنار هم قرار بگیرند.
یک پروژه تولید محتوای ویدئویی چقدر زمان میبرد؟
پاسخ ثابتی وجود ندارد.
زمان تولید به عوامل مختلفی بستگی دارد:
نوع محتوا، تعداد ویدئوها، پیچیدگی سناریو، تعداد لوکیشنها، نیاز به بازیگر یا مجری، تجهیزات، تعداد روزهای فیلمبرداری و سطح تدوین.
یک ویدئوی کوتاه ممکن است در یک جلسه فیلمبرداری تولید شود، در حالی که یک پروژه محتوایی برای یک برند بزرگ میتواند به برنامهریزی چندمرحلهای و تولید مستمر نیاز داشته باشد.
بنابراین بهتر است به جای پرسیدن صرفاً «فیلمبرداری چند روز طول میکشد؟»، کل فرایند تولید را بررسی کنیم.
هزینه تولید محتوای ویدئویی چگونه تعیین میشود؟
هزینه تولید محتوا را نمیتوان صرفاً بر اساس مدت زمان نهایی ویدئو محاسبه کرد.
ممکن است یک ویدئوی ۳۰ ثانیهای به تولید بسیار پیچیدهای نیاز داشته باشد و ویدئویی چند دقیقهای با ساختار سادهتر تولید شود.
عوامل مؤثر بر هزینه میتوانند شامل موارد زیر باشند:
ایده و سطح خلاقیت، نگارش سناریو، تعداد و محل لوکیشنها، تعداد روزهای فیلمبرداری، تعداد عوامل تولید، تجهیزات تصویربرداری، نور و صدابرداری، مجری یا بازیگر، طراحی صحنه، تدوین، اصلاح رنگ، موشن گرافیک، موسیقی و صداگذاری، تعداد خروجیها و میزان اصلاحات مورد نیاز.
به همین دلیل ارائه یک قیمت دقیق بدون شناخت پروژه، معمولاً قابل اتکا نیست.
پیشنهاد نویسنده برای مطالعه مقاله: هزینه ساخت فیلم صنعتی؛ راهنمای کامل عوامل مؤثر بر قیمت و انتخاب بهترین شرکت تولیدکننده
چگونه برای یک برند برنامه تولید محتوای ویدئویی داشته باشیم؟
تولید محتوا زمانی نتیجه بهتری میدهد که به شکل پراکنده انجام نشود.
بهتر است ابتدا اهداف اصلی برند مشخص شوند و سپس موضوعات محتوایی بر اساس آنها دستهبندی شوند.
برای مثال، یک برنامه محتوایی میتواند شامل چهار گروه باشد:
محتوای آموزشی
برای پاسخ به پرسشها و مشکلات مخاطبان.
محتوای معرفی
برای معرفی محصولات، خدمات و توانمندیهای برند.
محتوای اعتمادساز
برای نمایش تجربه، پشت صحنه، اعضای تیم، مشتریان و فرایند واقعی فعالیت.
محتوای تعاملی
برای ایجاد گفتگو و مشارکت بیشتر مخاطبان.
ترکیب این گروهها باعث میشود صفحه برند فقط به یک ویترین تبلیغاتی تبدیل نشود.
اشتباهات رایج در تولید محتوای ویدئویی
تولید محتوای ویدئویی با وجود تمام مزایایی که دارد، اگر بدون برنامه انجام شود میتواند منابع زیادی مصرف کند بدون اینکه نتیجه مشخصی ایجاد کند.
۱. شروع تولید بدون هدف
اگر ندانیم چرا یک ویدئو میسازیم، ارزیابی موفقیت آن هم دشوار خواهد بود.
۲. کپی کردن از رقبا
بررسی رقبا مفید است، اما کپی کردن ایده و ظاهر آنها باعث تمایز برند نمیشود.
۳. تمرکز افراطی بر تجهیزات
دوربین بهتر، جای ایده بهتر را نمیگیرد.
۴. طولانی کردن بیدلیل محتوا
هر بخش از ویدئو باید دلیل حضور داشته باشد.
۵. استفاده بیش از حد از افکت
افکت زمانی ارزشمند است که به انتقال پیام کمک کند؛ نه اینکه صرفاً برای نشان دادن توانایی تدوینگر استفاده شود.
۶. بیتوجهی به صدا
صدای ضعیف میتواند کیفیت ادراکشده کل تولید را پایین بیاورد.
۷. تولید یک نسخه برای همه پلتفرمها
هر بستر، شرایط مصرف و رفتار مخاطب خاص خود را دارد.
۸. نداشتن برنامه برای انتشار
تولید یک ویدئوی خوب بدون برنامه انتشار، استفاده از تمام ظرفیت آن محتوا را دشوار میکند.
چگونه یک تیم مناسب برای تولید محتوای ویدئویی انتخاب کنیم؟
انتخاب تیم تولید نباید فقط بر اساس قیمت انجام شود.
پیش از سفارش پروژه بهتر است چند موضوع را بررسی کنید:
نمونهکارهای واقعی تیم چیست؟
آیا نمونهکار آنها به حوزه فعالیت شما نزدیک است؟
آیا میتوانند برای پروژه شما ایده مشخص ارائه دهند یا صرفاً درباره تجهیزات صحبت میکنند؟
آیا فرایند تولید آنها شامل پیشتولید، سناریو و برنامه فیلمبرداری است؟
چه تعداد اصلاح در تدوین در نظر گرفته شده است؟
خروجیهای نهایی با چه مشخصاتی تحویل داده میشوند؟
و مهمتر از همه، آیا تیم تولید توانسته در پروژههای قبلی مسئله ارتباطی برند را به یک محتوای قابل فهم تبدیل کند؟
این پرسشها معمولاً از سؤال ساده «چه دوربینی دارید؟» مهمترند.
شما میتوانید برای هرگونه مشاوره رایگان با کارشناسان کانون تبلیغاتی نمانگار در ارتباط باشید
تولید محتوای ویدئویی را به یک پروژه مقطعی تبدیل نکنید
اگر قرار است ویدئو بخشی از استراتژی ارتباطی برند باشد، بهتر است تولید آن به شکل مستمر و برنامهریزیشده انجام شود.
به جای اینکه هر ماه از صفر شروع کنیم و بپرسیم «حالا چه ویدئویی بسازیم؟»، میتوان چند هفته یا حتی چند ماه آینده را از قبل طراحی کرد.
برای مثال، در یک روز فیلمبرداری میتوان چندین محتوای مرتبط تولید کرد و سپس آنها را در زمانهای مختلف منتشر کرد.
این روش علاوه بر کاهش هزینههای تولید در بسیاری از پروژهها، باعث میشود لحن و هویت بصری محتوا نیز منسجمتر باقی بماند.
آیا تولید محتوای ویدئویی واقعاً به فروش کمک میکند؟
پاسخ دقیق این است: بستگی دارد چگونه تولید و استفاده شود.
هیچ فرمت محتوایی به خودی خود تضمینکننده افزایش فروش نیست.
ویدئو زمانی میتواند در مسیر فروش مؤثر باشد که به یک مسئله واقعی پاسخ دهد، مخاطب مناسب را هدف قرار دهد و در جای مناسبی منتشر شود.
برای مثال، ویدئویی که ویژگیهای یک محصول را به شکل واضح توضیح میدهد میتواند در مرحله بررسی و تصمیمگیری مشتری مؤثر باشد. ویدئوی دیگری ممکن است هدفش صرفاً آشنا کردن مخاطب با برند باشد.
بنابراین بهتر است موفقیت ویدئو را فقط با تعداد بازدید نسنجیم.
گاهی یک ویدئوی تخصصی با تعداد بازدید کمتر میتواند مشتری ارزشمندتری ایجاد کند.
جمعبندی؛ ویدئوی خوب از یک دوربین خوب شروع نمیشود
تولید محتوای ویدئویی موفق، مجموعهای از تصمیمهای بههمپیوسته است؛ از شناخت برند و مخاطب گرفته تا ایدهپردازی، سناریو، فیلمبرداری، صدا، تدوین و انتشار.
اگر این مراحل بدون ارتباط با یکدیگر انجام شوند، نتیجه ممکن است فقط یک ویدئوی زیبا باشد؛ اما اگر همه آنها حول یک هدف مشخص شکل بگیرند، ویدئو میتواند به بخشی مؤثر از ارتباط برند با مخاطب تبدیل شود.
برای همین، پیش از سفارش تولید محتوا بهتر است به جای اینکه فقط درباره تعداد روزهای فیلمبرداری یا مدل دوربین سؤال کنیم، ابتدا درباره هدف، مخاطب، پیام و خروجی مورد انتظار صحبت کنیم.
یک محتوای ویدئویی حرفهای قرار نیست فقط دیده شود؛ باید چیزی را منتقل کند، تصویری از برند بسازد و دلیلی برای ادامه ارتباط مخاطب با کسبوکار ایجاد کند.
در نهایت، بهترین نتیجه زمانی حاصل میشود که تولید محتوای ویدئویی نه به عنوان یک فعالیت پراکنده برای پر کردن شبکههای اجتماعی، بلکه به عنوان بخشی از استراتژی ارتباطی و بازاریابی برند دیده شود.
تیم تولید محتوای "کانون تبلیغاتی نمانگار"



























